تبليغاتX
جلبك ستيز
 فراخوان دیدار با خانواده شهید «غلامعلی پیچک»
«پیچک» بر استواری مکتب انقلاب اسلامی پیچید و به آسمان رسید.

ما می رویم تا بر راه آسمانی اش دست بیاویزیم. یقین داریم که به آسمان نزدیک مان می کند.

می رویم به دیدار او که دامنش، دامنه ای از تربیت اسلامی و انقلابی غلامعلی اش شد تا به قلعه بهشت رضای الهی برسد.

میهمان خانه اش می شویم و در جوار مادرش تکلیف ولایتپذیری مان را نیک ادا می کنیم.

دوستانی که مایلند در این دیدار آسمانی همسفرمان گردند؛ می تواند از طریق لینک ثبت نام مشخصات (شماره تماس و تعداد نفرات) خود را برای ما ارسال نمیاند تا اطلاعات تکمیلی برایشان ارسال شود.

آخرین مهلت ثبت نام: چهارشنبه 20 اردیبهشت 1391

زمان دیدار: پنجشنبه 21 اردیبهشت 1391 ساعت 16

انعکاس این مطلب در:

خبرگزاری فارس، بولتن نیوز، ندای انقلاب، 598، رجانیوز،شفاف نیوز، خبرنامه دانشجویان ایران، عمارنامه، فرهنگ نیوز ، آوینی،

|+| نوشته شده توسط آنتی جلبک در دوشنبه 18 اردیبهشت1391 ساعت 11:13 AM  |

 دیدگاه سروش در باب همجنسگرایی و زنا با محارم+سند

نظریه ای تازه باعث شده بار دیگر نام سروش بر سر زبان ها بیفتد.

زنای با محارم یک حق است نه کاری غیر اخلاقی.

نظریه ای آنقدر تند ؛ که حتی صدای رسانه های بیگانه را نیز درآورده است.

عبدالکریم سروش در جلسه پرس و پاسخ که در دانشگاه تورانتو برگزار می شد اظهار نظرهایی کرد که تعجب همگان را برانگیخت.

او با حرام خواندن همجنسگرایی از نگاه شرع، دینمداران را یکی از گروه های جامعه تلقی می کند و می گوید: «داخل حوزه دینی که تکلیفشان روشن است اما بیرون از فضای دینی کمی اوضاع فرق می کند. او گریزی به جوامع دینمدار می زند و می گوید، ممنوعیت های شرعی برای سن تکلیف است. انسان های امروزی مایلند یک انسان حقمدار باشند تا یک حیوان تکلیف گرا!!!»

او به راحتی دینمداران را حیوانی تکلیفگرا خطاب می کند که اجازه هیچ انتخابی ندارد و مجبور به تکلیفی است که دین برای آنها قائل می شود و هیچ حقی برای انسان ها قائل نیست. تاکید سروش بر حقوق به جای تکلیف نشان از نگاه مغرضانه او به فریضه ای است به نام دین.

ادامه افاضات عبدالکریم سروش را در ادامه مطلب بخوانید

انتشار این مطلب در بولتن نیوز، ندای انقلاب 


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط آنتی جلبک در سه شنبه 29 فروردین1391 ساعت 1:4 PM  |

 ضدانقلاب، حامی وبلاگهای فیلتر شده+سند

درست است که موضوع فیلترینگ مدتی است به جان وبلاگنویسان حزب اللهی افتاده و مسئولین قوه قضاییه در این باب کم طاقت تر از قبل شده اند اما باید بدانیم شیوه اعتراض با فیلترینگ به چه شکلی باشد.

باید بدانیم هدف اصل من و شما از وبلاگنویسی و تولید محتوا در فضای مجازی چیست؟

دوستان و همسنگرانی که در این مدت مورد لطف قوه قضاییه قرار گرفته ایم و با فیلترینگ مواجه شده ایم باید بدانیم هدف اصلی ما مبارزه با دشمن است.

دشمن ما نه فیلترینگ است و نه قوه قضاییه و وزارت ارشاد!

دشمن ما همین سایت های ضدانقلابی است که امروز از اعتراض من و شما به بحث فیلترینگ سوء استفاده کرده اند و ما را مقابل نظام قرار داده اند.

سایت ضد انقلاب دیگربان در مقاله ای با عنوان «افزایش نارضایتی حزب الله از تشدید فیلترینگ» سعی بر ماهیگیری از آب گل آلود دارد. این سایت ضد انقلاب در ادامه با اشاره به فیلتر شدن وبلاگ های «زهرا اچ بی» ، «خیزران» و سایت تریبون مستضعفین اشاره می کند و می گوید:

«زهرا اچ بی» از وبلاگ‌نویسان ارزشی که وبلاگ وی برای چندمین بار فیلتر شده است٬ در تازه‌ترین پست وبلاگی‌اش از مسئولان خواسته «فکری به حال این‌همه نارضایتی عمومی حتی از جانب ارزشی‌ها به روند سفت و سخت فیلترینگ» بکنند. وی نوشته دیگر قصد ندارد برای رفع فیلتر وبلاگش به مسئولان مربوطه تعهد کتبی بدهد و منش و اعتقاداتش را تغییر دهد.

وبلاگ ارزشی «خیزران» نیز با انتقاد از نحوه فیلترینگ سایت‌ها و وبلاگ‌ها نوشته است: «قانون فیلترینگ یا قانون جرائم رایانه‌ای، قانون بدی است». این وبلاگ در عین حال افزوده این «قانون بد» به درستی هم اجرا نمی‌شود و باعث شده که «داد» همه دربیاید.

در ماه‌های اخیر با فیلتر شدن چند سایت و وبلاگ نیرو‌های حزب‌الله٬ گروهی از آنها نیز به صف منتقدان فیلترینگ در ایران پیوسته‌اند.

برخی از آنها همچون سایت «تریبون مستضعفین» اعلام کرده‌اند از مقام‌های قضائی عذرخواهی نکرده و به فعالیت خود همچنان ادامه خواهند داد.

تصویر را در اندازه واقعی ببینید

این مقاله ای گوشه ای از فرصت طلبی ضدانقلاب از کوچکترین سخن من و شما در فضای مجازی است.

ما باید بدانیم فقر و تهی دستی زیر بیرق حسین زمان(ع)، بسی بهتر است از سرمایه داری و آرامش ظاهری زیر بیرق یزید و معاویه.

دشمن بداند قبری که بالای سر آن گریه می کند، مرده ای در خود ندارد.

ما وبلاگنویسان حزب اللهی اجازه نخواهیم داد حرف امام خامنه ای زمین بماند و به شما هم توصیه می کنیم به فکر مشکلات و معضلات اجتماعی خود باشید، ما از پس مشکلات خود بر می آییم.

انعکاس این مطلب در سایت دیگربان:

انعکاس این مطلب در: خبرگزاری فارس، بولتن نیوز، ندای انقلاب، خبرنامه دانشجویان

|+| نوشته شده توسط آنتی جلبک در سه شنبه 22 فروردین1391 ساعت 2:36 PM  |

 از یزیـــد چه خبـــر ؟!!!

از یزید چه خبر؟

یکی با خونش اسطوره می شود و دیگری با پولش

یکی با شهادت اسطوره می شود و دیگری با اختلاس

یکی با رنگ خونی پیراهنش تیتر یک روزنامه ها می شود و دیگری با رنگ قرمز تیم ورزشی اش

یکی با لباس بسیجی اسطوره می شود و دیگری با کت و شلوار میلیونی اش

یکی صیاد شیرازی و آوینی می شود و دیگری مه آفرید خسروی و نوری زاد و سید محمد حسینی...

یکی حسین زمان می شود و دیگری یزید زمان

راستی از یزیــد چه خبر؟

|+| نوشته شده توسط آنتی جلبک در دوشنبه 21 فروردین1391 ساعت 11:35 AM  |

 لطفا بدون هماهنگی وارد نشوید، حتی شما "جانباز" عزیز!!!
در سکوت هیاهوی شهر، در لابلای تبریک های بعضا عادت وار سال جدید، دوستی قدیمی از من و شما سوالی پرسیده. من و تو باید پاسخگو باشیم. 

بعد از شهدا چه کرده ایم؟!!!

بنده پاسخ خود را در این پست به این دوست عزیز تقدیم می کنم. شما نیز می توانید با مراجعه به وبلاگ این بزرگوار پاسخ های خود را برای ایشان ارسال کنید و در مسابقه شرکت کنید!

و بخوانید پاسخ حقیر را:

بعد از شهدا چه کرده ایم؟

بعد از شهدا سازندگی کرده ایم، بنیاد شهید و امور ایثارگران افتتاح کرده ایم. تمام خیابان ها و کوچه هایمان را با نام شهدا تزیین کرده ایم. یادگاران جنگ (جانبازان) را در موزه هایی با نام "آسایشگاه جانبازان ..." نشانده ایم و به بهانه های مختلف (انتخابات مجلس، انتخابات ریاست جمهوری، روز جانباز، تهیه فیلم مستند و ...) در موزه ها حاضر می شویم از آنها تقدیر می کنیم! ما موزه های جانبازان را در نقاط با کلاس شهر (ولنجک، نیاوران، سعادت آباد و ...) قرار داده ایم.

به خانواده های شهدا عزت و احترام می کنیم؛ برای فرزندان شاهد و جانباز و ایثارگر سهمیه ورود به دانشگاه تعریف کرده ایم. ما فرزندان شاهد را آنقدر دوست داریم که برای آنها اسامی منحصر بفرد انتخاب کرده ایم. ما فرزندان ایثارگران را با نام "سهمیه ای" در دانشگاه ها صدا می زنیم. از همه مهمتر، در وانفسای ترافیک کلان شهرها، برای جانبازان مجوز طرح ترافیک صادر کرده ایم.

ما برای ایثارگران و خانواده های شهدا "کارت جانبازی" صادر کرده ایم تا بتوانند با درصد تخفیف به شهربازی و سینما بروند. ما حتی در اتوبوس های شرکت واحدمان هم، پشت صندلی آقای راننده، بزرگ نوشته ایم: "مخصوص جانبازان"

ما بعد از شهدا خیلی کارها کرده ایم. هر سال ده ها "یادواره شهدا" می گیریم و البته تعدد این یادواره ها در ایام خاص هیچ ارتباطی به مناسبت های سیاسی ندارد و ما فقط می خواهیم از خانواده های معظم شهدا و ایثارگران تقدیر کنیم نه تبلیغ!

ما شهدا را خیلی دوست داریم. ما در کتاب های درسی مان نه داستان دهقان فداکار می خوانیم، نه تصمیم کبری و نه پترس فداکار! ما فقط رشادت های حمید باکری را می خوانیم و داستان چشم های محمد ابراهیم همت را.

ما اصلا در کتاب ادبیات فارسی، افسانه رستم و سهراب نمی خوانیم. ما دلمان را به داستان غیر واقعی خوش نمی کنیم. در مدرسه برای ما از واقعیت های جنگ ایران و عراق می گویند نه جنگ رستم و سهراب!

ما بعد از شهدا فیلم هایی با مضمون جنسی ، عشق و عاشقی و مردهای 2 زنه نمی سازیم. ما فقط "روایت فتح" آوینی را می بینیم. ما آنقدر "آژانس شیشه ای" ها داریم که مجبوریم نیستیم سالی بیست بار "آژانس شیشه ای" ببینیم.

ما مانند "شهاب حسینی" زیاد داریم که به بازی در نقش شهدا افتخار کند.

ما به "جدایی مردم از شهدا" اسکار می دهیم، ما به زنان بیگانه دست می دهیم، ما حتی با آنها روبوسی هم می کنیم! ما تازه به این کارمان افتخار هم می کنیم! ما از ایران فرار نمی کنیم. ما از جایزه اسکار استقبال می کنیم. هر کس استقبال نکند "امّل" است، پس ما از "آقای اسکار" در فرودگاه امام خمینی (ره) استقبال می کنیم تا "امّل" نباشیم. ما حتی اگر چاره داشتیم نام فرودگاه "امام خمینی" را نیز به فرودگاه اسکار" تغییر می دادیم تا باز هم "امّل" نباشیم. ما حتی دیگر برای "امام خمینی"، "(ره)" هم نمی گذاریم، آخه "ولله لایحب المسرفین". ما "بیت المال" را دوست داریم. ما در سال "جهاد اقتصادی"، "اختلاس" نمی کنیم.

ما حرف چندین سال پیش آوینی را تعبیر نمی کنیم: «در جمهوری اسلامی همه آزادند الا حزب اللهی ها»

ما بچه حزب اللهی ها را فیلتر نمی کنیم، ما عمارها را خفه نمی کنیم!

ما باز "آژانس شیشه ای" می بینیم.

ما هنوز "آژانس شیشه ای" می بینیم.

ما به دیدار جانبازان می رویم. ما وقتی به دیدار با جانبازان در "موزه ها" می رویم با خود دوربین عکاسی و فیلمبردار و خبرنگار می بریم، ما به همه می گوییم که به دیدار جانبازان رفته ایم. ما سریع مصاحبه می کنیم که ما ادم خوبی هستیم که به دیدار جانبازان رفته ایم. ما خیلی خوبیم خیلی!

ما با آرمان های شهدا پیمان می بندیم.

ما برای شهدا خیلی کارها کرده ایم. ما دیگر قبول نداریم که مدیون خون شهدا هستیم!!!

اصلا شهدا مدیون ما هستند! ما برای خانواده شهدا و ایثارگران کلاس می گذاریم! برای ورود به دفترمان باید با مسئول دفترمان هماهنگ کنند. جانباز هست که هست، شیمیایی هست که هست. اینهمه کار برایشان کرده ایم. اینکه دلیل نمی شود ما حق و ناحق کنیم!!!! ما عدالت را رعایت می کنیم. ما بین جانباز و مردم عادی فرقی قائل نیستیم. لطفا با وقت قبلی وارد شوید، حتی شما جانباز عزیز!!

ما حتی برای رسیدن به پاسخ سوال "بعد از شهدا چه کرده ایم" مسابقه می گذاریم، وعده جایزه می دهیم و ....


پی نوشت: پس از تبریک سال نو، سکوت محض و نگاهی خیره به کارهایی که بعد از شهدا کرده ایم!

خیلی حرف ها داشتم که برای پاسخ به این سوال بیان کنم، اما سکوت کردم. بغض را در گلو خوردم و یک لیوان آب هم رویش. از همان آبی...

بر شیطان لعینّ الرجیم لعنت!

علی علی

|+| نوشته شده توسط آنتی جلبک در یکشنبه 6 فروردین1391 ساعت 1:14 AM  |

کليه حقوق اين وبلاگ متعلق به "آنتی جلبک" مي باشد